فرازهایی از نامه 31
وَإِیَّاکَ وَمُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ إِلَى أَفْن، وَعَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْن. وَاکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِکَ إِیَّاهُنَّ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیْهِنَّ، وَلَیْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِکَ مَنْ لاَ یُوثَقُ بِهِ عَلَیْهِنَّ، وَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَلاَّ یَعْرِفْنَ غَیْرَکَ فَافْعَلْ. وَلاَ تُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا، فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ، لَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة. وَلاَ تَعْدُ بِکَرَامَتِهَا نَفْسَهَا، وَلاَ تُطْمِعْهَا فِی أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا. وَإِیَّاکَ وَالتَّغَایُرَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَة، فَإِنَّ ذَلِکَ یَدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ وَالْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیَبِ.
ترجمه:
از مشاوره با زنان (کم خرد) بپرهیز که رأى آنها ناقص و تصمیمشان سست است و از طریق حجاب، دیده آنها را از دیدن مردان بیگانه باز دار، زیرا تأکید بر حجاب، آنها را سالم تر و پاک تر نگاه خواهد داشت. (افراد غیر مطمئن را بر آنها وارد نکن زیرا) بیرون رفتن آنها بدتر از آن نیست که افراد غیر مطمئن را به آنها راه دهى. اگر بتوانى که آنها غیر از تو (از مردان بیگانه) دیگرى را نشناسند چنین کن و به زن بیش از کارهاى خودش را وامگذار، زیرا او همچون شاخه گل است نه قهرمان و مسلط بر امور.به خاطر احترام او، دیگرى را (بیگانه اى را) احترام مکن و احترامش را به حدى نگه دار که او را به این فکر نیندازد که براى دیگران (بیگانگان) شفاعت کند. برحذر باش از اینکه در جایى که نباید غیرت به خرج دهى، اظهار غیرت کنى (و کار تو به سوء ظن ناروا بینجامد) زیرا این غیرت بى جا و سوء ظن نادرست زن پاک دامن را به ناپاکى، و بى گناه را به آلودگى ها سوق مى دهد.
شرح و تفسیر
در بیست وهشتمین بخش از این وصیّت نامه تاریخى، امام(علیه السلام) به مسائل مربوط به زنان مى پردازد و دستورات هشت گانه اى را در این زمینه به فرزندش مى دهد.
نخست مى فرماید: «از مشاوره با زنان (کم خرد) بپرهیز که رأى آنها ناقص و تصمیمشان سست است»; (وَإِیَّاکَ وَمُشَاوَرَةَ النِّسَاءِ فَإِنَّ رَأْیَهُنَّ إِلَى أَفْن وَعَزْمَهُنَّ إِلَى وَهْن).
امام(علیه السلام) در اثناى این نصایح هفتگانه علتى بیان کرده که مى تواند به تمام سؤالاتى که امروز پیرامون این دستورات مطرح مى شود، پاسخ گوید، حضرت مى فرماید: زیرا زن همچون شاخه گل است نه قهرمان (مدیر مسلط یا کنیز مطبخ)
روشن است چنین موجود لطیفى نمى تواند در مسائل مهم طرف مشورت باشد. بدیهى است هر حکم عامى استثنائاتى دارد و در این مورد نیز زنانى را مى توان یافت که در عزم و اراده و رأى، با مردان صاحب نظر برابرى مى کنند. به علاوه، مى دانیم که مسائل احساسى و عاطفى بر زنان غلبه دارد و همین امر در مقام مشاوره با آنها اثر مى گذارد.
سپس در دومین توصیه مى فرماید: «و از طریق حجاب، دیده آنها را از دیدن مردان بیگانه باز دار، زیرا تأکید بر حجاب، آنها را سالم تر و پاک تر نگاه خواهد داشت»; (وَاکْفُفْ عَلَیْهِنَّ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ بِحِجَابِکَ إِیَّاهُنَّ، فَإِنَّ شِدَّةَ الْحِجَابِ أَبْقَى عَلَیْهِنَّ).
این سخن شبیه دستورى است که در آیه 31 سوره نور آمده است: «(وَقُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ);و به زنان باایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان خویش را (از بى عفتى) حفظ کنند».
نیز نشان مى دهد که بر خلاف تصور بسیارى از مردم، همه فتنه ها از ناحیه نگاه مردان به زنان نیست، بلکه بسیارى از آنها به سبب نگاه زنان به مردان و وسوسه هاى آنهاست که امام(علیه السلام) براى جلوگیرى از آن دستور مى دهد آنها را در حجاب نگه دار.
روشن است که این قبح نیز همه زنان را شامل نمى شود بلکه زنان بى بند و بار یا ضعیف الایمان را مى گوید.
در سومین توصیه مى فرماید: «(افراد غیر مطمئن را بر آنها وارد نکن، زیرا) بیرون رفتن آنها بدتر از آن نیست که افراد غیر مطمئن را به آنها راه دهى»; (وَلَیْسَ خُرُوجُهُنَّ بِأَشَدَّ مِنْ إِدْخَالِکَ مَنْ لاَ یُوثَقُ بِهِ عَلَیْهِنَّ).
در چهارمین توصیه که در واقع تکمیل توصیه قبل است مى فرماید: «اگر بتوانى که آنها غیر از تو (از مردان بیگانه) دیگرى را نشناسند چنین کن»; (وَإِنِ اسْتَطَعْتَ أَلاَّ یَعْرِفْنَ غَیْرَکَ فَافْعَلْ).
اشاره به اینکه هر چه مى خواهند، تنها از تو بخواهند، حتى اگر خواسته اى از دیگران داشته باشند، به وسیله تو باشد و عملا رابطه آنها را با دیگران که در بسیارى از موارد مبدل به رابطه فاسدى مى شود قطع کن و رابطه ایشان را با خودت در همه جا محکم و استوار دار و به این ترتیب هم خواسته هایشان انجام شود و هم رابطه هاى مفسده انگیز قطع گردد.
حضرت در پنجمین دستور مى افزاید: «و به زن بیش از کارهاى خودش را وامگذار، زیرا او همچون شاخه گل است نه قهرمان و مسلط بر امور»; (وَلاَ تُمَلِّکِ الْمَرْأَةَ مِنْ أَمْرِهَا مَا جَاوَزَ نَفْسَهَا، فَإِنَّ الْمَرْأَةَ رَیْحَانَةٌ، وَلَیْسَتْ بِقَهْرَمَانَة).
اشاره به اینکه زنان به علت داشتن جنبه هاى عاطفى و لطافت روحى نمى توانند عهده دار امور خشن شوند و مدیریت هاى سخت را بر عهده گیرند، بنابراین آنها در محدوده امور مربوط به خویش باید فعالیت کنند نه امور مربوط به دیگران مخصوصاً پست هاى حساس و سنگین.
علتى را که امام(علیه السلام) براى این دستور و دستورات مشابه آن بیان فرموده، علت بسیار حساب شده اى است که با ساختمان روح و جسم زنان سازگار است، هرچند بعضى از غرب زده ها در سخن، حاضر به پذیرش این معنا نیستند; ولى در عمل، سعى دارند آن را پیاده کنند. حتى در مغرب زمین که سال هاى طولانى است شعار مساوات زنان با مردان را مى دهند در عمل طور دیگرى رفتار مى کنند به گونه اى که کمتر زنى مى تواند به پست هاى حساس دست یابد و نسبت آنها که توفیق بر این کار پیدا مى کنند به کسانى که نمى توانند شاید به پنج درصد هم نرسد.
کوتاه سخن اینکه رعایت عدالت در میان زنان و مردان و رفع تبعیض ناروا گرچه یک واقعیّت است; اما نمى توان قوانین را طورى تنظیم کرد که با واقعیّت هاى عامل تکوین در تضاد باشد و شعارهایى که این تضاد را پرورش مى دهد شعارهایى است ریاکارانه و دروغین که هرگز به واقعیّت نمى رسد.
در ششمین توصیه مى فرماید: «به جهت احترام او، دیگرى را (بیگانه اى را) احترام مکن»; (وَلاَ تَعْدُ بِکَرَامَتِهَا نَفْسَهَا).
اشاره به اینکه هر گاه براى او این و آن را اکرام کنى ممکن است رابطه اى عاطفى میان آنها پیدا شود، رابطه اى که در آینده ممکن است منشأ فسادى گردد.
در هفتمین توصیه که بى ارتباط با توصیه قبل نیست مى فرماید: «و احترامش را به حدى نگه دار که او را به این فکر نیندازد که براى دیگران (بیگانگان) شفاعت کند»; (وَلاَ تُطْمِعْهَا فِی أَنْ تَشْفَعَ لِغَیْرِهَا)، چرا که این گونه شفاعت ها نیز مى تواند منشأ رابطه عاطفى گردد و ضرر و زیان آن قابل انکار نیست.
خلاصه اینکه احترامات زن باید محفوظ باشد; ولى در حد خودش و از آنها به دیگران تجاوز نکند خواه به صورت قبول شفاعت باشد و یا بدون شفاعت; زیرا از نظر روانى آثار منفى درآنها مى گذارد وآنها را تشویق به ارتباط با دیگران مى کند.
بعضى از شارحان در تفسیر «وَلاَ تَعْدُ بِکَرَامَتِهَا نَفْسَهَا» گفته اند: منظور این است که بیش از حد آنها را احترام نکن و در تکریمشان اندازه نگه دار; ولى این تفسیر با ترکیب این جمله و کلمات آن سازگار نیست و ظاهر همان است که در بالا گفته شد.
در هشتمین (و آخرین توصیه این بخش از خطبه) مى فرماید: «برحذر باش از اینکه در جایى که نباید غیرت به خرج دهى اظهار غیرت کنى (و کار به سوء ظن ناروا بینجامد) زیرا این غیرت بى جا و سوء ظن نادرست، زن پاک دامن را به ناپاکى و بى گناه را به آلودگى ها سوق مى دهد»; (وَإِیَّاکَ وَالتَّغَایُرَ فِی غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَة، فَإِنَّ ذَلِکَ یَدْعُو الصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ، وَالْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیَبِ).
شک نیست که هر کسى به ویژه زنان براى حفظ آبروى خود دست به کارهاى خلاف نمى زنند; ولى اگر نزدیکان و همسران آنان با غیرت هاى بى مورد و سوء ظن هاى ناروا آنها را متهم کنند این پرده دریده مى شود و مى گویند: حال که ما را بى جهت رسوا کرده اند چه ضرورتى دارد که دیگر در پاکى خود بکوشیم. از این پس هر آنچه بادا باد.
این سخن تنها درباره زنان صادق نیست، بلکه درباره فرزندان، همکاران، خدمتکاران و دوستان نیز جارى است که همیشه سوء ظن هاى ناروا سبب تشویق به آلودگى ها مى شود و راه را براى فساد مى گشاید. همه چیز در حد اعتدال خوب است حتى غیرت و تعصب براى حفظ ارزش ها.